ملا نصیرا گله داری معروف به ملامشفق گله داری یکی از شاعران بزرگ گله دار است که در زمان ناصرالدین شاه قاجار می زیسته و فردی بوده که در اوج کمال میزیسته است.ایشان دیوان بزرگی داشته که بر اثر سهل انگاری از بین رفته و تنها چند بیت از این شاعر بزرگ و توانمند به جای مانده است. دو بیتی های معروفی که در مورد زادگاهش گله دار سروده و همچنین شعر طولانی امام حسین علیه السلام از آثار بر جای مانده است.

نقاشی بالا طرحی خیالی از ملا مشفق گله داری است که توسط ستار محمودی کشیده شده است.

ملا مشفق گله داری یکی از فضلا و شعرای گله دار بوده اند که متاسفانه شرح حال دقیقی از ایشان در دست نیست.اما در زمان ناصرالدین شاه قاجار می زیسته و معروف است که وقتی فرهاد میرزا، والی وقت فارس از او پرسید:پکه وقتی جمال را تقسیم می کردند،تو کجا بودی؟جواب داد که من در اوج کمال بودم.

می گویند وی از نظر قیافه و شکل ظاهری بد شکل بوده،ولی از نظر فضل و شاعری در اوج کمال بوده است.ملا مشفق سنی مذهب بوده ولی با دیگر بزرگان و روحانیون شیعی مذهب منطقه روابط بسیار خوبی داشته است به طوری که خیلی آن را شیعی مذهب دانسته اند٬اما این شاعر سنی بوده و اشعاری از آن در مورد حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) باقی مانده که حاکی از مقام بلند وی در شعر و شاعری است :

«وله فی المرثیه»

خون می چکد چو ژاله ز چشم فرشتگان          آه و فغان سر زده از جان انس و جان

شیئتی عظیم زلزله الساعه شد عیان          شد نفخ صور مرتفع از کثرت فغان

شور و نشور و واهمه افتاد در گمان

دم دم از چشم صفیّ بوالبشر رود          ز آفاق،سوز ناله ی حوا به در رود

از پا فتاده اشک زکریّا به سر رود          یحیای سر بریده به خون جگر رود

ادریس،درس غم به معانی کند بیان

در نیل غصه،حضرت موسی ست سوگوار          عیسی ز بار غم به فلک رفته چون غبار

نوح نجی چو ابر کند گریه زار زار          طوفان نوح گشته به تجدید آشکار

یاران عزای کیست بگویید در جهان

در گوش جان ز عالم غیبم ندا رسید          که آگاه شو به حکم سر اشقیا یزید

شد نور چشم حضرت خیر النّساء شهید          شمر لعین ز خنجر کین،خنجرش برید

بهر سه نان سنان سر شه کرده بر سنان

در کربلا چه شاه شهیدان نزول کرد          گردید خاک ماریه،احمر نمود زرد

شد زرد همچو شام سیاه از غبار و گرد          ماندند اسب و اشتر و رهوار و رهنمود

کرد آن مکین،سوال مکان بهر امتحان

گفتند ای سرور دل خیره النساء          وی قره العیون،علی شاه لافتی

ای مالک الرقاب امم،سبط مصطفی          وی گوشواره ی عرش خدا مهر انّما

کرب و بلا و ماریه خوانند این مکان

چون این شنید سرور لب تشنگان حسین          آهی کشید و ریخت دُر،از بحر هر دو عین

با خاطری شکسته،دلی پر ز آه و شین          فرمود آن مطالب دارای نشاتین

گفت ای برادران و عزیزان و دوستان

این جا لوای آل علی سرنگون شود          این جا خیان طاقت ما بی سکون شود

اینجا بود که کفر ز ایمان فزون شود          اینجا بود که پیکر ما غرق خون شود

این جا رود به نیزه سر جمله سروران

مسموع اهل بیت چه شد قول آن جناب          از برج خیمه ها زده سر همچو آفتاب

کردند جاری از گل، رخساره ها گلاب          گفتند ای خلاصه ی اولاد بو تراب

کردی بهار شادی ما زین سخن خزان

آمد علی اکبر و با صد فروتنی          گفت ای پدر چه فال بود این که می زنی

غمگین مشو،ز بهر چه تشویش می کنی          گیرند با تو گر همه آفاق دشمنی

از پا در آوریم و بر آریمشان ز جان

این ترجیح بند طولانی است و از همه ی آن ابیات امتناع می ورزیم فقط به بند آخر آن اشاره می کنیم:

یا رب به حقّ ختم رسل سیّد انام          آن مفخر صحابه ی دنیا و دین تمام

با حیدر و یازده اولاد ذوالکرام          کز روی جرم تعزیه داران خاص و عام

بگذر،تمام را به بهشت برین رسان

اینک به رباعی زیر از مشفق گله داری نیز توجه نمایید:

صنم سیما نگار گله داری          چرا بر عاشق خود گِلّه،داری

نه تنها تیر عشقت خورده مشفق          شکاری همچو من صد گَلّه داری

و در پایان به یکی از دو بیتی های مشفق نیز اشاره ای می کنیم:

ندانم شهر ارمن یا تتار است          گلستان ارم یا گله دار است

بود آن جا مکان خوب رویان          در آن وادی گل و نسرین هزار است

 

مرکز پژوهش و مطالعات تاریخ گله دار-گروه گله دار شناسی